صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
82
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
وى غافل از اين نيست كه در پى عللى كه در پشت اين تفسيرها وجود دارد برآيد ، لذا آنها را در علّت واحد جمع كرده است و آن « ابتذال عارض بر معانى واژگان موجود در قرآن در نظر مردم ، به واسطهء تكرار استعمال در طول روزگار » است . آن گاه ، به جهت ديگرى توجه نشان مىدهد و تلاش مىكند از آن علّت ديگرى براى وجود چنين تفسيرها بيابد و آن ژرفكاوى عقلانى نكردن در معناى امامت نبى پس از نبوّت است . در اشاره به اين سبب مىگويد : « اين مواهب الهى منحصر به مفاهيم لفظى نيست ، بلكه در برابر آن حقايقى از معارف حقيقى وجود دارد . پس ، معناى امامت حقيقى در وراى اين حقايق نهفته است . » وى به شرح حقيقت امامت مىپردازد و چنين مىگويد : « آنچه در كلام خداوند درمىيابيم اين كه هر گاه به معناى امامت مىپردازد ، همراه آن به معناى هدايت پرداخته و آن را تفسير كرده است ، مانند : وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا « 1 » ؛ و يا : وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ « 2 » ؛ كه آن را توصيفى همراه با تعريف به هدايت وصف نموده و آن را به امر مقيّد كرده است و بيان داشته كه امامت ، مطلق هدايت نيست ، بلكه هدايتى است كه به امر خداوند واقع مىشود . و اين امرى است كه به بيان حقيقت پرداخته است : إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ « 3 » . و يا : وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ « 4 » . پس امر الهى ؛ يعنى همان ملكوت ، وجه ديگرى است براى خلق كه با آن با خداوند سبحان مواجه مىشوند كه از هر گونه قيد زمانى و مكانى پاك و از تغيير و تبديل خالى است . و مراد از كلمهء « كن » كه چيزى جز وجود شيئى واقعى نيست ؛ در برابر خلقى است كه وجه ديگر از وجه اشياست و در آن تغيير و تدريج و انطباق با قوانين حركت
--> ( 1 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 73 : و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند . ( 2 ) - سجده ( 32 ) آيهء 24 : و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند ، برخى از آنان را پيشوايان قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند . ( 3 ) - يس ( 36 ) آيات 82 و 83 : و چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مىگويد « باش » ، آن چيز موجود مىشود . پس شكوهمند و پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست و به سوى اوست كه بازگردانده مىشويد . ( 4 ) - قمر ( 54 ) آيهء 50 : و فرمان ما جز يك بار نيست [ آن هم ] چون چشم به هم زدنى .